حق شجریان بر گردن ادبیات
یک روز در جمع دوستان همدل و همنفس بودیم . همین جور به سرمان زد مشاعره کنیم . یک به یک بیتی می خواندیم اما نکته ی جالبی که دستگیرمان شد این بود که همه ی ما در آن جمع ، اشعاری را که از حفظ بودیم ، بیش تر اشعاری بود که استاد شجریان ( ویا اساتید دیگر آواز و موسیقی ) اجرا کرده بودند . به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که اگر آثار زیبای استاد نبود شاید هیچ وقت سراغی از آن اشعار نمی گرفتیم . مثلا از دوره ی دبیرستان بارها و بارها دیوان حافظ را از اول تا آخر به امید یافتن غزلی ناب ( از نظر خودم ! ) ورق زده بودم و شاید بارها چشمم به غزل " روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست " افتاده بود . اما بعد از این که استاد کاست " چشمه ی نوش " را عرضه کردند انگار تازه آن موقع بود که معنی این غزل را فهمیدم و متوجه زیبایی آن غزل شدم . در واقع وقتی شعری به صورت آواز یا تصنیف اجرا می شود دقت ، تامل و تعمق شنونده برانگیخته می شود . من فکر می کنم جامعه ی ادبی بابت این قضیه ، دست کم ، اندکی باید مدیون استادانی چون شجریان باشد . بعد ها که ادبیات خواندم چشم و گوشم به دنیای زیبای ادب فارسی باز شد دیدم که آقای شجریان چه وسواسی در انتخاب اشعار کارهایشان به خرج داده اند .
از مردم عادی که توقعی نیست اما امیدوارم جامعه ی ادب و هنر ایران ( و همه ی پارسی زبانان ) قدردان تلاش های این استادان خصوصا استاد شجریان باشند .
سایه اش مستدام باد !
باورم این است که از دیرباز ، بزرگ ترین گمشده ی آدمی در این دیار و در این روزگار ، آرامش است .