چند روز قبل از ماه رمضان توی جمع دوستان صحبت از سختی روزه ی امسال بود . ما هم گفتیم یک چکاپی بکنیم شاید قندمان ، اوره مان ، چربی مان ، فشارمان و خلاصه یک چیزی مان بالا باشد بلکه امسال را از خدا مرخصی استعلاجی بگیریم  ! لاکردار توی چهار صفحه آزمایش یک مورد هم بالا پایین نداشت و بدن مان عین ساعت داشت کار می کرد . ناچار دل به دریا زدیم و شروع کردیم به گرسنگی کشیدن ! حالا پنج روز است که گرسنگی می کشیم و اگر خدا توفیقی نصیب مان کند تا آخرش را همین جور آسته آسته خواهیم رفت . حدیث :

    " یا خایف من شاخ البیشی ! اذهب بارتعاش و آتی یواش یواش "

    یعنی همین جور برو که خوب می روی !!! ( تا متهم به سرقت ادبی نشدم بگویم که این حدیث را در سال ۷۲ یا ۷۳ توی مجله ی گل آقا خوانده بودم خدا رحمت کند مرحوم کیومرث صابری فومنی را )

    اما گذشته از شوخی و مزاح ، روزه گرفتن خواص زیادی دارد که من از هیچ کدامشان سر در نمی آورم  غیر از یکی ! و آن یکی این که :

     گرفتن روزه مثل بستن چشم می ماند . وقتی توی هیاهو چشم  را می بندی تازه آن وقت است که متوجه صداهای اطرافت می شوی . همین !

    دوستان عزیز اگر گرفتید منظورم را که هیچ ، اگر نه " لطفا به گیرنده های خود دست نزنید ایراد از فرستنده است " !