برای دختر نازک تر از گلم صبا
برای دختر نازک تر از گلم صبا
خرمالوها داشتند کم کم نارنجی می شدند . دوشنبه بود . ۱۰ مهر ۱۳۸۵ و عقربه های ساعت روی ۲۰:۳۵ دقیق شده بودند که تو آمدی . تو گریه می کردی . اما ما خوشحال تر از همیشه بودیم . از آب و گل که در آمدی ، طبع لطیف ، خیال نازک ، روح مهربان و صورت ماهت به ماه مهر سرایت کرد و مهر را برای ما خواستنی تر کرد . حالا تو خوشحالی ، ما خوشحالیم و خدا هم خوشحال است . آفریدگار توانا را سپاس که خنده ی ترا به ما ارزانی داشت . تولدت مبارک !
حسن تو همیشه در فزون باد
رویت همه ساله لاله گون باد
اندر سر من هوای عشقت
هر روز که هست در فزون باد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:28 توسط نیما گل سفیدی
|
باورم این است که از دیرباز ، بزرگ ترین گمشده ی آدمی در این دیار و در این روزگار ، آرامش است .