برای دختر نازک تر از گلم صبا 

 

     خرمالوها داشتند کم کم نارنجی می شدند . دوشنبه بود . ۱۰ مهر ۱۳۸۵ و عقربه های ساعت روی ۲۰:۳۵ دقیق شده بودند که تو آمدی . تو گریه می کردی . اما ما خوشحال تر از همیشه بودیم . از آب و گل که در آمدی ، طبع لطیف ، خیال نازک ، روح مهربان و صورت ماهت به ماه مهر سرایت کرد و مهر را برای ما خواستنی تر کرد .  حالا تو خوشحالی ، ما خوشحالیم و خدا هم خوشحال است . آفریدگار توانا را سپاس که خنده ی ترا به ما ارزانی داشت . تولدت مبارک !

 حسن تو همیشه در فزون باد

رویت همه ساله لاله گون باد

اندر سر من هوای عشقت

هر روز که هست در فزون باد