آهنگ اشتیاق
" آهنگ اشتیاق "
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام بیش تر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب
فریدون مشیری
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:43 توسط نیما گل سفیدی
|
باورم این است که از دیرباز ، بزرگ ترین گمشده ی آدمی در این دیار و در این روزگار ، آرامش است .