دو یادداشت کوتاه
دو یادداشت کوتاه
یکم : استانداران مداح یا مداحان استاندار ؟
لسان الغیب ، حافظ ، در کنار آن همه غزلیات نغز و دلکش ، چند بیتی را هم در مدح شاه شجاع و امثالهم سروده و به همین خاطر بعضی ها به ساحتش جسارت کرده و او را مداح می دانند ! استاندار گیلان شغلش هیچ ارتباطی به مداحی و یا شاعری ندارد در عوض چندی پیش در مدح احمدی نژاد گفته بود ایران را باید به نام محمود کبیر شناخت نه کورش کبیر ! گیلانی های بی چاره – یکیش خودم – با این که شخص استاندار اهل مازندران است ، از شرم نمی توانستند سرشان را بلند کنند تا این که استاندار هرمزگان دو روز پیش افاضه ی فیض فرمودند و گیلانی ها را از خجالت در آوردند ؛ ایشان به نوعی در مدح وزیر احمدی نژاد گفتند هر نماینده ای که در استیضاح وزیر اقتصاد شرکت کند در آتش دوزخ خواهد سوخت ! End پاچه خواری و کاسه لیسی که می گویند این است . آن وقت حافظ نازنین ما را بدنام می کنند . شاعر در این رابطه می گوید :
از آن روزی که جنت را بنا کرد حساب کاسه لیسان را جدا کرد
اگر دانی ثواب کاسه لیسی بلیسی و بلیسی و بلیسی !
و باز شاعر در این رابطه می فرماید :
من خاکِ کفِ پایِ سگِ کویِ همانم کو خاکِ کفِ پایِ سگِ کویِ تو باشد !
ایضاً شاعر ( البته این یکی را بی ربط ) می فرماید :
کلنگ از آسمان افتاد و نشکست و گر نه من کجا و بی قراری !
حالا پیشنهادم این است :
سعید حدادیان و منصور ارضی که این روزها مداحی را کنار گذاشته اند و مدام توی سیاست دخالت می کنند بروند جای آن دو تا استاندار و آن دو استاندار هم بیایند جای این دو تا ، تا اولاً هرکس به شغل مورد علاقه اش رسیده باشد ، دوم این که بهره وری بالا برود و سوم این که استعداد استانداران محترم در مداحی هرز نرفته باشد !
***
دوم : چرا نباید شاد باشیم ؟
اصولاً ما ایرانی ها آدم های شاد و شنگولی هستیم و در هر زمان حتی در بدترین شرایط هم کلاً خوشیم !
عرض می کنم چرا ؛ به عنوان مثال وسط این اختلاس ها و بلبشوی اقتصادی یا بهتر بگویم هاپولی اقتصادی (!) وزیر اقتصاد را برای استیضاح به مجلس کشانده اند آن وقت نماینده ی صومعه سرا برای نماینده ها شعر طنز می خواند ، رییس جمهور شوخی می کند و مجلسیان را می خنداند ، علی لاریجانی هم که گویی در انجمن طنز پردازان دارد سخنرانی می کند بی خیال اوضاع مملکت مزاح می کند و کلاً همه سرخوش بودند ! و من خیلی کیفور شدم و به خودم بالیدم و کلاً هاپولی اقتصادی را بی خیال شدم .
ما باید قدر مسئولین مملکت مان را بیش تر بدانیم که توی این اوضاع قمر در عقرب سعی می کنند ملت را شاد کنند و مشکلات را به روی خودشان هم نیاورند تا مبادا خدای نکرده ملت عزیز غصه بخورند و غمباد بگیرند !
باورم این است که از دیرباز ، بزرگ ترین گمشده ی آدمی در این دیار و در این روزگار ، آرامش است .