هست شب
هست شب
در طولانی ترین شب دنیا گرفتار شده ایم . امروز دو ماهی می شود که خورشید در چاه شده است با این حال هنوز وقت طلوع ماه نشده و من همچنان منتظرم و ایمان دارم طلوع ماه را خواهم دید . « و شب شط علیلی بود » « و ما این سو نشسته خسته انبوهی » و می دانم خیلی زود در حالی که دور هم نشسته ایم با یک فنجان چای تلخ خستگی را از تن و جان می رانیم ! ایمان دارم .
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21:53 توسط نیما گل سفیدی
|
باورم این است که از دیرباز ، بزرگ ترین گمشده ی آدمی در این دیار و در این روزگار ، آرامش است .